armin2afm

همـ خانـه ی قلبـمـ :)

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

این روزها

این روزها همه چیز بــــــــــــوی تو را دارد حتی هوا …  

 

آنقدر زیاد که دوســـــت دارم …

 

رگـــــــــــــــهایم هم احساســـــت کنند …

bipfa_ag16nqot8z38ntcvclo.jpg - خنده هایم درد میکند...!!!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 ساعت 8:31 توسط نـآزی |

مردبودی....

اگر من مرد بودم ...

 

رویاهای مردانه ام را

 

در کیف زنانه ات می گذاشتم !

 

و مردانه با تو قدم بر می داشتم ...

 

مردانه نگاهت می کردم !

 

و مردانه سایه ات می شدم ...

 

دستان زمخت و مردانه ام را

 

مثل یک مرد!!

 

بر روی پوست صورتت می کشیدم و

 

موهایت را مردانه نوازش می کردم ...

 

برایت مردانه می جنگیدم و

 

مردانه تصاحب می کردم  ٬ تو را ...

 

مرحم زخم هایت می شدم مردانه

 

و مردانه تا ته دنیا با تو می ماندم ...!!!

 

غرور نافرجام مردانه ام را

 

بخاطر تو کنار می گذاشتم و

 

مردانه برای عشقت می مردم ...

 

در این دنیا

 

که هیچ نگاهی

 

مردانه نیست ...

 

کاش

 

تو

 

یک نفس

 

مرد بودی

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مهر 1393 ساعت 15:14 توسط نـآزی |

هیچ وقت ازت نمیگذرم.......

خیلی ممنون...اینقدر آسون مــنــو داغــون كردی

واسه احـسـاسـی كه داشتم دلــمــو خــون كردی

تـــو كه هیچ حــســی به این قصه نداشتی، واسه چی

مــنــو به مـحـبـت دو روزه مـهـمـون كردی...؟

خیلی ممنون واسه هر چی كه آوردی به ســـرم

خیلی ممنون ولی مــن هیچ وقت ازت نـمـیـگـذرم...

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مهر 1393 ساعت 15:11 توسط نـآزی

.......

بَعضے از حَقآیــق خیلـے ســآدست...

وَلـے درڪش خیلے پیچیـــده و سَختــﮧ

مثــــل ڪنار اومـــدטּ با جمــلـﮧے :

خُبـــ دوسِـت نداره زور ڪﮧ نیسـت!!!

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مهر 1393 ساعت 15:9 توسط نـآزی

حرامت....

ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺩﯼ . . .


ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﺯﺩﯾﺪﯼ . . .


ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﮐﻪ ﭘﮋﻣﺮﺩﯼ . . .


ﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮔﺮﻓﺘﯽ . . .


ﺻﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﻬﺎ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯽ . . .


ﻧﺎﻥ ﻭ ﻧﻤﮑﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩﯼ . . .


ﺣﺘﯽ ﻧﻤﮑﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺘﯽ . ..


ﻫﻤﻪ . . .ﺣﻼﻟﺖ ﺑﺎﺷﺪ !


ﺟﺰ " ﻟﺮﺯ ﺩﻟﻢ ﺩﺭﺍﻭﻟﯿﻦ نگاه!"


ﺣﺮﺍﻣﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺩﯼ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مهر 1393 ساعت 15:2 توسط نـآزی |

میگی مهم نیست اما....

میگی مهم نیست …  
 
اما وقتی اسمشو می شنوی 
  
داغ دلت تازه میشه ! 
 
میگی مهم نیست … 
 
اما تا بهش فکر می کنی ، 
  
اشک توی چشمات جمع می شه ! 
 
میگی مهم نیست … 
 
اما در تنهایی همش باهاش حرف می زنی !…
 
میگی مهم نیست …
 
اما بعضی وقتا دستت میره رو شمارش …
 
که زنگ بزنی ، نزنی ، بزنی ، نزنی ! 
 
میگی مهم نیست …
 
اما دلت میخواد بازم بهش فکر کنی !
 
میگی مهم نیست … 
 
اما دلت واسه صداشو خنده هاش لک زده !
 
میگی مهم نیست …
 
اما شبا تا صبح خوابت نمی بره ، 
 
با خودت میگی یعنی داره چیکار میکنه ! 
 
میگی مهم نیست  … 
 
اما میدونی چقدر " مهمه " ! 
 
می دونی خیلی دوسش داری ! 
 
میگی مهم نیست …
 
بگو مهمه ؛ 
 
اما … 
 
اونی که باید باشه نیست !
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مهر 1393 ساعت 14:54 توسط نـآزی

خیلی سخته


روزاے سخـتم کـه تمـوم بشـه...


مے رم مے زنم رو دوش خدا و مے گم :


.


.


.


دیگه با کسے اینکارو نکن!!!


ღ❤ღ פֿـــیــــــلــے ســפֿــــتـه ღ❤

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مهر 1393 ساعت 14:46 توسط نـآزی

.......

http://up.98ia.com/images/zc8x5dnnswtpm2pc5e2.jpg

لمس کن کلماتی ر اکه برایت می نویسم ...


تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ... تا بدانی نبودنت آزارم می دهد ... لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ... که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد ...

لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است ... لمس کن لحظه هایم را ... تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم، لمس کن این با تو نبودنها را.

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مهر 1393 ساعت 20:50 توسط نـآزی

خسته ام....

خسته ام از این دنیا

 

 از تنهایی و بی کس شدن توی تموم رویاها

 

از بغض و هق هق وگریه توی تموم شب ها

 

از صد بار مردن و زنده شدن توی تموم روزها

 

از شکستن قلبم توی تموم دلبستگی ها

 

از بودن ولی فراموش شدن از تموم یادها

 

 از نرسیدن و مرگ تموم ارزوها

 

 از ناامید بودن به فرداها

 

از. . .

 

باشه دنیا تسلیم برو بذار من باشمو دردها. . .

  GetBC(90);

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مهر 1393 ساعت 20:47 توسط نـآزی |

ازیادت رفتم....

داشتم عکسای گوشیمو نگاه می کردم ،رسیدم به یه عکس که روش نوشته بود :

 

... چه آسان می توان از یادها رفت ...

 

واقعا چه آسان از یادت رفتم.......

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مهر 1393 ساعت 20:43 توسط نـآزی |

بــــــــــــــاران

تو که نباشی باران نمی بارد ... ،

 

فقط بعضی وقت ها زمین و زمان خیس می شود ...

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مهر 1393 ساعت 20:39 توسط نـآزی |

گذشتن

همیشه بهم میگفت:زندگیمی . . .

وقتی رفت بهش گفتم: مگه من زندگیت نبودم؟


جواب داد: آدم برای رسیدن به عشقش باید از زندگیش بگذره

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مهر 1393 ساعت 18:25 توسط نـآزی

بغض

بي حس شده ام از درد !
از بغــض !


فقط گاهـی


خـط ِ اشکی… میسـوزانـد صـورتـم را

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مهر 1393 ساعت 18:23 توسط نـآزی